تبلیغات
korean-love - stupid neighbors 3
تاریخ : یکشنبه 5 شهریور 1391 | 11:15 ب.ظ | نویسنده : Elh@M

و اما اینم پارت سوم خودمم از این همه فعال بودنم در عجبم

سونگ جین و كیو با هم رفتن خونه تا كیو لباساشو عوض كنه كه تو راه رو به یونهی و كیو هیون كه تازه از سفر ماه عسل برگشته بودن برخورد كردن.

- وایییییییییی سلام آبجی سونگ جین خوبی؟دلم واست تنگ شده بود.

- سلام یونهی خوبی؟سلام كیو هیون تو چطوری؟هنوز نمیتونم بفهمم چه طوری تونستی این خواهر بدبختم رو خر كنی باهات ازدواج كنه.

- هه هه سلام خواهر زن عزیز كار خا صی نكردم شما خانوادگی از اول خر...ام چیزه یعنی

- یاااااااااااا چوی كیو هیون میخوای شب تو كوچه بخوابی؟اوا كیو جونگ شی این چه قیافه ایه؟اه اه چه بوی بدی میدی.

- چیزی نیست یكی من رو با چاه توالت اشتباه گرفت همین.سونگ جین بریم دیگه.فعلا خدافظ

- باشه خدافظ.

.........................................................................................

ساعت دو بعد از ظهر

- یا كیم هیونگ جون اگه مردی وایسا

اران و هیونگ باز دعواشون شده بود و آران با یه ماهیتابه افتاده بود دنبال هیونگ كه اونم فرار كرد و رفت.اران در رو بست و خواست بره پی كارش كه دوباره زنگ در رو زدن لبخند موذیانه ای زد رفت سمت در.

- الان حسابتو میرسم.

آران در رو باز كرد با تمام قوا مایتابه رو كوبید تو سر كسی كه جلوش بود.

- وای خدا مرگم بده داداش مین وو تو بودی؟

- آخ مامان یكی منو بگیره

ده دقیقه بعد آران در حالی كه گریه میكرد مین وو رو مجبور  میكرد تا آب قند بخور.

- بابا آبجی بسه این شیشمین لیوانه مرض  قند میگیرماااااا.آخخخخخخخ سرم

- الهی ابجی بمیره كلت قد یه هندونه باد كرده

- آخه آبجی تو مگه شیرعلی قصابی با اون مایتابه. شین وو دایی انقد نپر رو دلم هرچی آب قند این مامانت به خوردم داد الان از چشام میزنه بیرون.

آران در حالی كه با نگرانی هفتمین لیوان آب قند رو هم میزد گفت:

- چه میدونستم تویی گفتم اون هیونگ جونه گردن شكسته برگشته.دوباره اخراج شده

یهو مین وو كه از خوردن اون همه آب قند و بالا پایین پریدنای شین وو رنگش شكل بادمجون شده بود شین وو رو پرت كرد یه طرف و به سمت دستشویی شیرجه رفت از همونجا هم شروع كرد به حرف زدن

- آخه خواهر من تو با زنت دعوات شده من باید كتكشو بخورم؟

آران محكم زد  تو صورتش و گفت:

- وای خدا مرگم بده یه داداش داشتم اونم مغزش خل و چل  شد. زنم؟

- چیزی گفتی آبجی؟هیونگ خلبان شده؟اون كه دیپلم ردیه

- نه بابا خلبان كیه میگم تو دیوانه شدی(با داد)

- چی؟من درویش شدم؟من كجام درویشه همین امروز صورتمو شیو كردم.

- آخه درویش چیه.

مین وو خواست بیاد بیرون كه یهو دید در باز نمیشه

- آبجی در وا نمیشه چرا؟شین وو كره خر باز درو از اونور بستی؟بیام بیرون میكشمت

-وای مین وو اصلا حواسم نبود اون در خرابه نباید میبستیش.

- چییییییییی؟حالا من چه خاكی بریزم یه فكری كن دارم خفه میشم

- یه لحظه صبر كن.

آران با عجله رفت بالا در لئا رو زد

- چه خبره اومدم.اران چیه چیزی میخوای؟

-هیچول خونس؟بهش بگو زود بیاد خونه ما مین وو تو دستشویی گیر كرده؟

- چی؟كجا؟باشه الان میگم بیاد

یونهی كه خونش تو همون طبقه بود از سر و صدای لئا و آران بیرون اومد و پرسید چیشده.

- چیییییییییی؟مین وو تو دستشوییه؟بذار الان به كیوهیون میگم اونم بیاد

یه ربع بعد جلو در دسشویی.

- بابا زود باشین دیگه پاهام درد گرفت از بس وایسادم.هیچول چه غلطی میكنی بجنب دیگه

- باشه بابا یه لحظه دندون رو جیگر بذار كیوهیون رفته قفل ساز بیاره

- قصاب واسه چی؟من اینجا گیر كردم شما قصاب خبر كردین؟بابا خفه شدم یكی به دادم برسههههههههه

- بابا مین وو قصاب چیه كلید ساز.(با داد) شانس بیاریم نارا نفهمه كه بدبخت میشیم(آروم)

یهو زنگ در رو دوباره زدن كه همه شیش متر پریدن.

- هه هه خاله زن دایی ناراس زنگ زدم بهش گفتم دایی اینجاس

- شین وو تو بیجا كردی بعد باهات كار دارم بچه ی بد.

اران رفت در رو باز كرد كه نارا بلافاصله اومد تو شروع كرد به جیغ جیغ

- شوهر بدبختم كجاست

-  نارا مین وو اینجا نیس(یونهی)

- زرنگین؟شین وو بهم گفت از صبحه شوهر بدبختمو سلاخی كردین

كه دوباره صدای ناله ی سوزناك مین وو از دستشویی اومد

- تو رو خدا بجنبین الان تلف میشم اینجا.

نارا با شنیدن صدای مین وو به سمت دستشویی شیرجه برد ولی هر كار كرد در وا نشد.

- حالا باید چیكار كنیم؟زنگ بزنم آتیش نشانی؟

- نه بابا من اومدم اینم كلید ساز

ده دقیقه بعد

- آران بسه دیگه تو اینهمه آب قندو از كجا میاری؟همین آب قندا كارمو به اینجا كشوند.

- نارا از تو كیفش یه شكلات فسیل شده پیدا كردو داد

- بیا بخور اون تو بودی فشارت افتاده.




طبقه بندی: Stupid neighbors،

نمایش نظرات 1 تا 30

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

mouse code

كد ماوس