تبلیغات
korean-love - stupid neighbors 4
تاریخ : سه شنبه 7 شهریور 1391 | 04:28 ب.ظ | نویسنده : Elh@M

و اما این هم پارت چهارم
 
بچه ها اگه ایده ای دارین كه به نظرتون قشنگ و خنده داره حتما بهم بگین كه اگه شد ازش استفاده كنم.

-بیا بخور اون تو بودی فشارت افتاده

.........................................................................................

- آخ قربون این زن با شعورم بشم من مرسی عزیزم

- چچچچچچچچ یكی ندونه فكر میكنه كجا بوده سر جمع نیم ساعت اون تو بوده دیگه

- آران جون شما آب قند تو هم بزن شوهر بدبخت منو زدی حالام.....

- اههههههه بس كنین دیگه آبجی شمام بیخیال شو به روح مامان بابای خدا بیامرز مرض قند رو شاخمه از بس آب قند بهم دادی.

- مینی جونم پاشو بریم خونه غذای مورد علاقتو درست كردم بچه هارم فرستادم خونه ی مامانمینا تنهای تنهاییم امروز

- ایییییییی  یه باركی به داداشم بگو مینی بوس خودتو راحت كن دیگه.خوب شد مادرم رفت این روزا رو ندید.مین وو اسم پدر پدربزرگم جد بزرگوارم بود حالا یه دختر بچه تو یه لحظه بدتر از هیروشیما تخریبش كرد.

یه دفعه آران كه انگار یاد چیزی افتاده باشه به لئا و بعد یونهی نگاه كرد كه انگار اونام تو همین فكر بودن پس گفت

- مین وو جونم  داداشم گلم یه چیزی

- چی میخوای باز؟چرا شما سه تا مثل گربه ی شرك بهم زل زدین هان؟

- میگم خودت از ظهر اینجا بودی دیدی فرصت نكردیم غذا بپزیم  چطوره ماهام بیایم ناهار پیش شما؟

نارا كه از عصبانیت شكل لبو شده بود زوركی لبخندی زد و گفت

- قدمتون سر چشم خب بیاین ما كه دیگه عادت كردیم.و بعد خدافظی كرد تا بره غذارو آماده كنه

ده دقیقه بعد جلوی خونه ی نارا

نارا در رو باز كرد و مین وو اومد تو پشت سرشم آران و لئا و یونهی با شوهر و بچه هاشون چپیدن تو خونه

- وای نارا جون باور كن راضی به زحمتت نبودیم همون پایین یه نون و پنیری املتی چیزی میخوردیم

- لئا راس میگه نمیخواستیم بیایما ولی دیدیم خیلی اصرار كردی زشته نیایم این همه تدارك هم دیدی.

خلاصه همه ی مهمونا تا خرخره خوردن اونقدر كه نای نفس كشیدن هم نداشتن

- وای ناراجون دستت درد نكنه فقط یه كم خورشتت شور بود بیچاره داداشم چهار دفعه غذای اینطوری بخوره فشار خون میگه

- نه بابا آبجی آران خورشتش كه خوب بود برنجش خیلی شفته شده بود البته بخشیدا نارا جون.

- مامان تو غذای من مو بود من به  زن دایی نارا امتیازه پنج میدم.

- اوا شین وو زشته آدم كه اینارو به میزبانش نمیگه حداكثر شیش رو میگیره غذاش.

لئا تكونی به خودش داد و گفت

- خب دیگه ما كم كم بریم با هیچول میخواستیم بریم بازار

- ای بابا آبجی لئا بشین نارا جون كه هنوز پذیرایی نكرده هنوز میوه و شیرینی و شربت هم نداده

- آران جان روت رو برم آخه شماها الان جای تكون خوردن ندارین حالا میخوای من پذیرایی كنم؟

- تو بیار كاریت نباشه معده ی ما مثل جورابه كش میاد. لئا توام بشین بعد پذیرایی همگی باهم میریم چطوره؟

ساعت شیش غروب

نارا از بس سر پا بوده نای سر پا ایستادن نداشت و همش زیر لب غرغر میكرد و مجبور شده هرچی تو یخچال و كمد خوراكی داشت بیاره كه مهموناشم از رو نمیرفتن و دهناشون مدام میجنبید:

- میگم لئا جون میخواستی بری دیرت نشه بازار میبنده ها

یونهی- راست میگه كم كم پاشیم حاضر شیم فقط یه كدوم از آقایون داوطلب شه مارو برسونه

مین وو-چاكر ابجی یونهی.خودم میبرمتون

لئا-لازم نكرده هیچول میرسونتمون مگه نه؟

هیچول-الان بگم نمیرسونم قبول میكنین؟

لئا- معلومه كه نه

هیچول- خب دیگه پس من میرسونمتون

آران- نارا پاشو حاضر شیم بریم

- من...من واسه چی دیگه؟

لئا- سادس مین وو باید مراقب بچه هامون باشه

- خب منم میمونم كمكش دیگه

آران- اصلا فكرشم نكن شماها با هم باشین یه طورایی میشه كه از بچه های ما غافل میشین اونوقت  این میوه های زندگیه ما ممكنه بلا ملا سرشون بیاد

- نه خب قول میدم از فاصله ی مجاز بیشتر بهم نزدیك نشیم خوبه؟

یونهی- سابقه ی شماها خرابه دفعه قبل رو یادتونه؟میخوایی بگم چی شد؟بیچاره بچم

مین وو- نه...نه نگو اینجا بچه نشسته آبجی.راستی تو كه بچه نداری.

یونهی - راست میگیا هه هه حواسم نبود بچه ندارم.كیو هیون من بچه میخوااااااام

كیو هیون- همین الان؟؟؟؟؟؟؟؟

آران- پاشین جمع كنین خودتون رو همین الان اینجا بچه میخواین چیكار؟نارا حاضر شو همین كه من گفتم توام باهامون میای.

نارا-باشه یه بار نشد بی سرخر تنها باشیم

یونهی-چیزی گفتی زن داداش؟

- نه عزیزم گفتم خیلی خوبه داریم  میریم بازار هه هه

لئا-پس من به چونهی و نانا هم میگم بیان.

هیچول- بابا چه خبره مگه میخوایم بریم قشون كشی؟تو ماشین من كه این همه آدم جا نمیشن

نارا - هیچول راس میگه جا نمیشیم  پس من نمیام دیگه شما برین حیف شد

آران- بی خود شما میای هیونگ پاشو حاضر شو توام ماشینتو بیار

هیونگ - باشه.




طبقه بندی: Stupid neighbors،

نمایش نظرات 1 تا 30

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

mouse code

كد ماوس