تبلیغات
korean-love - With you...ep5
تاریخ : جمعه 10 شهریور 1391 | 08:01 ب.ظ | نویسنده : Sani Kyu

 

سلام!اول اینکه طناز جون بابت دوپستی شدن قسمت قبلی

میان!دیگه دوپستی نمیشه!مطمئن باش میهن رو شکست میدم!!

خب!جای خیلیا خالیهههه...تینا جون که خدا روشکر یکشنبه برمیگرده

کیمیا...دخترم...دلم براش یه ذرهههه شده!!هیچ خبریم ازش ندارم

کسی میدونه کی برمیگرده؟؟

و فاطی هیونگ...دوست عزیزمکه الان که وارد داستان شده نیست

الان مشهده!دلم براش یه ذره شده

خببببببببببب بفرمایین ادامه...تو نظر سنجیم اینایی که میگم حتما

شرکت کنن جوابشونو واسه داستان میخوام...

آیدا-بهار-سارا-طناز-کیمیا-تینا-فاطی

اینم نایونگ خانمیییییییییی...فاطی یوری رو دوس داشتی دیگه آره؟

 

 

"دیروز اتفاق جالبی افتاد...البته اولش یکم ترسیدم...کیو جونگ دختری که داشت تصادف میکرد

رو نجات داد...درحالیکه خودش زخمی شد...انگار خیلی اون دخترو دوس داره...

دوست داشتم یه عشقی مثل اینو تجربه کنم دوست داشتم نویسنده بشم دوست داشتم تاابد با معلم

پارک بمونم...آه..من خیلی چیزا دوست داشتم که الان محاله..."

لئا:هارایاااا...نمیای پیش ما؟؟

هارا:اومدم..

یوری:هارا تیپ عوض کردی!

ته یون:لباس قشنگیه

هارا:چینجایو؟؟

لئا:بهت میاد...هارا تو دیگه وارد اکیپ ما شدی...

ته یون:ما همیشه پشت همیم و ورود به اکیپ یه شرط داره

هارا:چی؟

یوری:همه ی ما یکی از رازامونو که هیچکس نمیدونه بهم

میگیم و تاابد تو دلمون نگهش میداریم...یعنی بهم اعتماد داریم

لئا:که راز همو میدونیم..

هارا:خب راز شما چیه؟

لئا:خب...ته یون کسیه که باعث میشه همه دوست دخترای هیون(آره تینا؟)

جونگ باهاش بهم بزنن

یوری:هه هه!چه حالی میده!من با کمال میل همیشه تو نقشه هاش

همراهیش کردم

ته یون:یوری 10سالگی پسری به نام یونگ سنگ رو بوسیده اما به

وویونگ گفته که اولین بوسش بااون بوده(هه آیدا کلک)

لئا:هه هه

یوری:کوفت!خنده داره؟

لئا:آره خب...

یوری:...و لئا...تنها کسیه که میتونه فکر کیم هیچولو بخونه(اینو باید بهار بگه چه نیرویی داره لئا)

هارا:چینجایو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ته یون:اهمممم...هارا؟راز تو...؟

هارا:من...من...متاهلم....

ته یون:من میدونستم....

لئا و یوری با تعجب:خب؟

هارا:خانواده ی ما رسم دارن که از گذشته پدرا دختر و پسرا رو

جفت میکنن...(مگه مرغ و خروسن؟)

لئا:بوووووو؟؟اینکه خیلی بده...

ته یون:نمیدونین...پسره چه مغروریه...همش اذیتش میکنه

لئا:یاااا...تو پیش اونم مظلومی؟باید حسابی حالشو بگیری

یوری:ا ری ووک اومد

ری ووک:بچه ها کیم هیونگ جون اومد...(خبرچین ایناس)

یوری:کاجا...

لئا:سریع بریم کلاسو واسه بازیگر معروف آماده کنیم

هارا:چی؟شماها طرفدارشین؟

لئا:آنیو...ما آنتی فن هیونگیم

هارا:بوووو؟

هیونگ وارد سالن شد که کیو جونگ و جونگ مین رو دید...بهشون لبخند زد و

رد شد...درکلاس رو باز کرد...کیسه ی آرد بالای در پاره شد و ریخت رو

سرش...یه قدم اومد جلو پاش لیز خورد و افتاد...همه زدن زیرخنده...

هیونگ که حرصش دراومده بود بلند شد و رفت بیرون...هیچول و هیون هم

دنبالش رفتن...

هیون:کار خودشون بود نه هیچول؟

هیچول:معلومه...همه چی زیر سر این لی لئاست...

همه کناردر دانشکده نشسته بودن که هیچول اومددر گوش هارا یه چی گفت وهردو

رفتن...هیونگ تو آمفی تئاتر منتظر هارا بود...

هیونگ:تو رفتی توجمع آنتی فنای من؟

هارا:من؟آ آنیو..

هیونگ:اگه بفهمم فقط یه درصد توکاراشون دخالت داری...

هارا:داد نزن

هیونگ:یاااا کجا میری؟؟گوش کن ببین چی میگم؟بخاطر من استایل عوض

نکن...هرچی بپوشی همون دختر دهاتی احمقی

-:اوپا این کیه؟؟

-:اوه نایونگ...تو...تومگه پاریس نبودی؟؟

-:خب برگشتم...اوپا این کیه؟

-:چه میدونم...از این فناس دیگه

-:اوه...فن کوچولو...یه فن نباید پاشو از گلیمش درازتر کنه

-:شما کی هستین؟

-:هه من دوست دختر اوپام...(خوشبختیم کیم نایونگ!)

 

++++نظر سنجی:

اگه یه رقابت بین جونگ وویونگ تو پی ام و جی بی جی جی باشه و قرارباشه بینشون طرف یکی

باشین کدومو انتخاب میکنین؟

بقیه هم جواب بدن خوشحال میشم




طبقه بندی: With you،

نمایش نظرات 1 تا 30

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

mouse code

كد ماوس