تبلیغات
korean-love - stupid neighbors5
تاریخ : جمعه 10 شهریور 1391 | 09:27 ب.ظ | نویسنده : Elh@M

و اما این هم از پارت پنجم.قصد نداشتم بزارم ولی یكی از دوستام دیشب كچلم كرد از بس گفت بزارمش

 

 

بالاخره بعد از كلی تو سرو كله هم زدن حاضر شدن و رفتن پایین. قرار شد هیون و هیونگ و جونگ مین و كیوهیون و كیو جونگ با موتور گازیه هیچول بیان وچونهی و سونگ جین و یونهی و نارا و لئا و نانا با ژیان هیونگ جون كه دست آران بود برن بازار.

لئا- آران مطمئنی میخوای این كار رو بكنی؟ما هنوز جوونیم ها

- چچچچچچچ مگه من چمه؟

- چیزیت نیست ولی تازه گواهی نامه گرفتی و البته آخرین بار كه تو راننده بودی به طور عجیبی در ماشین شكست و بعد از نیم ساعت معلوم شد هیونگ رو تیر چراغ قرمز پرت شده و البته در كاپوت ماشین هم كنده شده بود.بازم بگم؟

- یاااااااا نانایا این قضیه مال هفته پیش بود از اون موقع تا حالا من حسابی تجربه كسب كردم

- آره راست میگه پریروز جای این كه كسی رو بندازه رو تیر چراغ قرمز ماشین رو پرت كرد تو اون جوب بزرگه این خودش خیلی پیشرفت بزرگیه ها

- قربون تو آبجی سونگ جینم دیگه دست فرمون من اونقدرام تعریف كردنی نیست.

- من قربون توجدی گفتم دیگه چارتا آدم این ور اون ور پرت كردن و تو جوب افتادن كه ربطی به دست فرمون تو نداره

- مرسی آجی كوچولو خوشم اومد ازت

- هووووووووووق عقققققققق بست كنید تو رو خدا الان همینجا بالا میارم ها

- وای لئاااااااااا نه من این لباسمو تازه خریدم خراب میشه بالا بیاری

- باشه توام من یه چیزی گفتم حالا.اوففففف مردیم از گرما اون پنجره رو بكش پایین یونهی

- لئا این ماشین پنجرش خرابه نه پایین میره نه بالا

- یونهی راست میگه آران؟

- آره چونهی جان شین وو شیشه هارو از بس بالا پایین كرد خراب شدن.

- من یه پیشنهاد دارم این لگن رو بفروشین خروس قندی بخرین.

- خا خا خا خا خا خا از اون موتور گازیه هیچول خان تو كه بهتره.

از اونطرف مردا هم داشتن زور میزدن كه هرجور هست جا بشن هیون كه آخرین نفر بود هر كار میكرد نمیتونست سوار بشه

- بابا یكم جابه جا شین منم بیام بالا دیگه

- هیون تو تا اون جا بدو واسط خوبه چربیات آب میشه

- منتظر دستور شما بودم.خب یكم اون شكماتون رو بدین تو منم جا بشم دیگه.

- باز جای شكرش باقیه مین وو نیومد ورگرنه باید رو كلمون میشست.

- هیونگ باجناق عزیزم اگه اون میومد دو سه نفرمون باید پیاده میرفتن كه برادرزن عزیز یه وقت بهش فشار نیاد.

بقیه هم با سر حرف هیچول رو تایید كردن.

ده دقیقه بعد

- آخیشششششش سوار شدم هیچول جان گازشو بگیر كه الان زنامون بیچارمون میكنن.

با هر بدبختی ای كه بود مسیر ده دقیقه ای تا بازار رو تو چهل دقیقه رفتن و بعد از كلی چرخیدن همگی برگشتن خونه كه با صدای جیغ جیغ مین وو كه از حیاط پشتی میومد همه هجوم بردن اونجا

- یاااا شین وو بیا پایین دایی گردنم شكست انقدر سوارش شدی

- دایی جون من میخوام بازم سوارشم شما خیلی خر خوبی هستی

- مینام داشتیم؟حالا من خر شدم دیگه؟

- گلاب جون دایی  از تو باغچه بیا بیرون گلی شدی مامانت پدرمو در میاره.اااااا میونگ را؟هی وون باز دارین دعوا میكنین؟

- دایی عروسكمو گرفته نمیده. ایشش وحشی

- وحشی خودتی نمیخوام نمیدمش

- تو وحشی ای

- تو تو تو وحشی وحشی وحشیییییییییییییییییییی

- خودتی وحشی وحشی وحشی

- بست كنیننننننننننننننننننننننننن با همتونممممممممممممممممم شین وو كره خر توام بیا پایین مهره چهار و پنجم جابه جا شد.

یونهی و نانا دلشون به حال مین وو سوخت و رفتن جلو كمكش ولی هر كار میكردن شین وو از پشتش پایین نمیومد گردن مین وو رو محكم گرفته بود و ول نمیكرد. از بس فشار داده بود رنگ مین وو بنفش شده بود. وقتیم كه میخواستن به زور  جداش كنن شروع میكرد به جیغ زدن و با پاهاش به اطراف لگد پروندن مین وو هم از بس خرخرشو فشار داده بودن به سرفه افتاده بود.بالاخره بعد از یه ربع زور آزمایی و تهدید های آران و هیونگ شین وو گردن مین وو رو ول كردو پایین اومد از اون طرف هم لئا و هیچول به زور میونگ را و هی وون رو از هم جدا میكردن .هی وون موهای میونگ را رو گرفته بود میكشید و هر كار میكردن ول كن قضیه نبود

- هی وون همین الان موهای خواهرتو ول كن این اخطار آخره

- نمیخوام بابایی میونگ را بهم میگه وحشی

- قول میده دیگه نگه توام ول كن در ضمن خواهرت از تو بزرگتره باید احترامشو نگه داری

- نمیخوااااااااااااااام اون همش یه دقیقه بزرگتره

بعد از ده دقیقه میونگ را و هی وون هم صلح كردن همه دور مین وو كه هنوز داشت سرفه میكرد جمع شدن موهاش شكل كسایی كه برق گرفتشون شده بود و چند جای صورتش هم كبود شده بود پاچه ی شلوارشم پاره شده بود نارا با دیدن مین وو جیغ بنفشی زد و یه گو شه ی دیگه غش كرد آران هم دوباره دست به دامن آب قند شده بود و تند تند آب قند می ریخت تو حلق مین وو

- آران تو رو سر جدت بست كن هنوزم به خاطر آب قندای صبحت حالم جا نیومده

- نه داداشی بخور واست خوبه فشارت افتاده

- اینایی كه شماها پس انداختین بچه نیستن شیطانن

- وا داداش كجای بچه های ناز ما شیطونه؟نگاه كن چه قده نازن؟بیا این آب قندو بخور

- واقعا هم كه چه نازن خصوصا پسر تو شین وو.نمیخوام آران این پنجمین لیوانه مرض قند ه جهنم دلم درد گرفت بابا.

 

 




طبقه بندی: Stupid neighbors،

نمایش نظرات 1 تا 30

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

mouse code

كد ماوس