تبلیغات
korean-love - stupid neighbors6
تاریخ : سه شنبه 14 شهریور 1391 | 08:34 ب.ظ | نویسنده : Elh@M


و اما این هم از قسمت ششم البته قول نمیدم خوب شده باشه ها.

راستی تا یادم نرفته تو نظرات پست عشق جادویی یه بحثی شد راجع به وی گات مرید رفتن كیوجونگ و این حرفا همینجا من از طرف سروناز از سانی جون و الهام جان معذرت خواهی میكنم و این كه لی سویا همون سرونازه و داشت شوخی میكرد.

fphzoh4q5c35r2z9fngd.jpg 

ujbuutass20kbmrk4duj.jpeg

- برو بیروووووووووون یه بار دیگه ببینمت زنده نمیزارمت

هیون با جیغ بنفشی كه چونهی كشید دو پا داشت چهارتا دیگه هم قرض كرد و از در فرار كردو رفت از اون طرف هم نانا و جونگ مین  كه سرو صدا و جیغ جیغای چونهی رو شنیده بودن دوییدن طبقه بالا تا ببینن چه خبره.

- چونهی چی شده؟

- میخواستی چی بشه آبجی نانا؟(با داد).شازده دیشب خونه نیومده الانم كه اومده میگم كجا بودی میگه خونه آرانینا بودم با هیونگ داشتیم فوتبال میدیدیم دیگه همونجا خوابیدم.منم نامردی نكردم زنگ زدم به هیونگ اولش من من كرد و بعد گفت آره اونجا بوده.اهه اهه اهه(گریه)

- خب حالا واسه چی گریه میكنی؟

- آخه به خونه ی بقیه هم زنگ زدم شوهراشون همینا رو گفتن تازه همین شوهر جنابالی كه بهم گفت هنوزم اینجاست خوابه بیدار شد میفرستمش خونه.

جونگ مین كه دید هوا پسه آروم آروم به سمت راه پله رفت و فرار كرد و رفت و چون داشت میدویید متوجه هیچول نشد و با كله خوردن بهم و جفتشون پخش زمین شدن.

- آخخخخخ سرم مرتیكه خب جلوت رو نگاه كن دیگه زدی ناكارم كردی.

- خیله خب توام.هوا پسه از من میشنوی خونه نرو.

- وا واسه چی؟

جونگ مین ماجرای خونه نرفتن هیون وسوتی ای كه همشون دادن رو گفت.

- اوه اوه پس تا نیم ساعت دیگه اگه كفتر نری هم  تو ساختمون باشه مرگش حتمیه.

- آفرین هیچول بهت امیدوار شدم.بالاخره خودت بدون نتیجه گیریه من به نتیجه رسیدی.

- چه نتیجه ای؟

جونگ مین نگاهی عاقل اندر سفیه به هیچول انداخت و گفت تو خودتو خسته نكن بیا بریم پارك سر كوچه تو راه به كیو و هیونگ و كیوهیون زنگ میزنیم كه اونام بیان ببینیم باید چه خاكی بریزیم.

نیم ساعت بعد:

كیو – حالا میگین چیكار كنیم؟من طاقت دوری از زنم رو ندارم.

هیچول – هووووووووق بابا كیو جونگ حالمون رو بهم زدی زن زلیل.

كیو- یاااااااا من زن زلیل نیستم

هیونگ- قبول كن هستی

كیو – نیستم

هیونگ- هستی

كیو –نیستمممممممم

هیونگ- هستیییییییییییییییییی

جونگ مین- خفه شیننننننن ببینیم باید چه خاكی بریزیم.

كیوهیون – حالا انقدر كه شما ها میگین ترسناك نیستن زنامون.خصوصا یونهیه من.

هیچول- اه اه كیو كم بود یه زن زلیل دیگه هم اضافه شد.

كیو- هی خودت كه از منم بدتری.

هیچول- نیستم.

كیو- هستی

هیون – خفه شین با همتونم.باجناق عزیز شما تازه داماد این خانواده شدی متوجه نیستی هنوز خشم این خواهرا رو ندیدی.

كیوهیون – خب مگه چی میشه نمی كشنمون كه.

جونگ مین- كاش میكشتن و راحتمون میكردن این خواهرا آدمو زجر كش می كننننننننننن

هیچول – زمستون پیش رو یادتونه؟

با این حرف هیچول همه به فكر رفتن و كیوهیون كه شكل علامت سوال شده بود فقط نگاشون میكرد.

كیوهیون- ای بابا خب یكیم به من بگه زمستون پیش چی شده؟

هیونگ – هیچی اون موقع ماها یه غلطی كردیم كه نتیجش این شد كه یه شب كامل بدون لباس رو پشت بوم بمونیم حالا فكر كن برف هم میومد.

هیچول – این جوری نمیشه باید یه فكر اساسی كرد دیگه این وضع باید تموم بشه.

هیون – مثلا چی؟توطئه؟

جونگ مین – حتی فكرشم نكنید آخرین توطئه ای كه كردیم آخرش نانا با یه پیت نفت افتاد دنبالم میخواست آتیشم بزنه.

هیونگ – اون كه خوبه  آران منو تو انباری زندانی كرد اونجام پر از سوكس بود سه چهار بار غش كردم.

هیچول – هیونگ اونجا چی چی داشت؟

هیونگ –سوكس

هیچول –سوسك اوشگول

هیونگ – خا خا خا خا خا خا خا خا

همه باهم –كوفتتتتتتتتتتتتت

جونگ مین – اصلا ببینم هیون خبر مرگت دیشب كدوم گوری بودی كه حالا ماهارو اول صبحی تو این بدبختی انداختی؟

هیون –رفته بودم كمپانیه سابقمون.ازم خواستم گروه قبلیمون برگرده.

هیونگ – مرگ من راست میگی؟آخ كه من فدای این مدیر آن بشم چقده فهمیدس آران داستانم كرد از بس غر زد چرا سر كار نمیرم.

جونگ مین –این كه خبر خوبیه حالا چرا شب خونه نیومدی؟

هیون – با مدیر آن رفته بودیم بار دیگه مست شدم و شب تو جوب خوابیدم.

هیونگ – خااااااااااااك عالم تو سرت.حالا باید با زنامون چیكار كنیم؟

كیو هیون –من یه فكر عالیییییییییییی دارم كه ببخشنمون.

همه باهم –چه فكرییییییییییییی؟

كیو هیون – بریم نفری یه دسته گل بخریم بیوفتیم به پاهاشون و بگیم غلط كردیم.

 




طبقه بندی: Stupid neighbors،

نمایش نظرات 1 تا 30

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

mouse code

كد ماوس