تبلیغات
korean-love - magic love8
تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 10:59 ب.ظ | نویسنده : Elh@M

خب خب فعال وارد میشود به قول شاعر جی جی جینگ.
و اما اینم از قسمتی كه گفته بودم یه فكر شیطانی دارم و كسایی كه میدونستن چیه مخالف بودن در كمال تعجب و نابا وریه خودم درست در لحظه ی آخر تصمیم عوض شد خودمم هنوز تو شوك تصمیمم.

- چطوری؟منتظرم نبودی نه؟

....................................................

- ببینم تو...تو مستی؟

- چیه مشكلیه اگه باشم؟؟؟؟

- نه نیست.صبر كن زنگ میزنم یكی از بچه ها بیاد دنبالت.

- واسه چی هاااااااااان؟نكنه اینجا بودنم باعث ناراحتیت میشه؟آره؟

- نه اصلا.لیتوك تو خیلی مستی چرا انقدر زیاده روی كردی؟

- چرا زیاده روی كردم؟هه تو چه میفهمی؟آران حس میكنم قلبم داره آتیش میگیره.

- چرااا؟مگه من چیكار كردم هان؟

- چیكار كردی؟ تو تمام این مدت كه هیونگ ولت كرد این من بودم كه همش دور و برت بود اما به محض این كه برگشت تو منو باز مثل یه تیكه آشغال دور انداختی.

- این چه حرفیه؟لیتوك من اینكارو نكردم.

- جدا؟نمیتونی تصور كنی وقتی تو ساحل دیدمتون كه همو میبوسیدین چه حسی داشتم....میخواستم بمیرم.امشب هم كه رفته بودی پانسیون اون لعنتیا.نمیتونم دركت كنم من از بچگی دوست داشتم اما تو منو خیلی راحت به اون پسر ترجیح میدی در هر زمانی چه الان چه شیش سال پیش.

- لیتوك تو....تو اشتباه میكنی

حرفای لیتوك خیلی ناراحتم كرده بود روی نزدیكترین مبل نشست منم روی یه مبل دیگه درست رو به روش نشستم داشت زیر لب با خودش حرف میزد كه من متوجه نمیشدم چی میگه ولی یه دفعه حرفی زد كه باعث شد خشكم بزنه.

- حتی آنجلا هم نتونست باعث شه از هم جدا بشین چقدر الكی بهش كمك كردم همه ی نقشه هامون هدر رفت.

.........................................................................................

- پس چون ایشون به آنجلا  كمك كرده بود تصمیم گرفتین كه بكشینش؟

- نه به هیچ وجه.درسته خیلی از این حرفش شوكه شدم ولی نه....بحثمون بالا گرفته بود سر این كه تمام این مدت بهم دروغ گفته و باعث شده كه زندگیم تباه بشه....اما....اما نمیخواستم این طور بشه داشتیم بحث میكردیم كه یه دفعه به سمتم خیز برداشت و میخواست بهم حمله كنه گفتم كه خیلی مست بود و اصلا متوجه كاراش نبود منم فقط برای دفاع از خودم هولش دادم عقب ولی نمیدونم چه طور شد....كه عقب عقب رفت و افتادو سرش خورد به لبه ی میز.

افسر سالخورده كه از اشك های آران متاثر شده بود از جیبش دستمالی بیرون آورد و به دستش داد تا اشك هاشو پاك كنه.

- گریه نكن فقط میتونی امیدوار باشی كه به هوش بیاد دكتر گفت به سرش ضربه ی بدی خورده و ممكنه بره تو كما.ولی من اصلا سر در نمیارم پس چه طور پای آقای كیم وسط اومد و خودش رو به عنوان ضارب آقای پارك جونگ سو(اسم اصلیه لیتوك)معرفی كرد؟

-  وقتی كه لیتوك رو هل دادمو سرش خورد به میز خیلی ترسیدم زمین خونی شده بود واسه همین سریع به اورژانس زنگ زدم درست همون موقع هیونگ جون هم كه انگار میخواست دوباره باهام صحبت كنه اومده بود  جلوی خونمون كه دید در خونه بازه آخه لیتوك چون مست بود در خونه رو  نبسته  بود وقتی اومد و من رو بالا سر لیتوك تو اون وضع دید اولش خیلی عصبی شد از دستم ولی بعد گفت كه اون اینكارو به گردن میگیره هرچی اصرار كردم فایده نداشت آخرشم اومد اینجا و خودشو مقصر معرفی كرد.باور كنید كیم هیونگ جون بیگناهه كسی كه اون كار رو كرد من بودم نه اون.

- با توجه به اظهارات شما آقای كیم آزاد میشن و شمام زندانی میشین تا وقتی كه شرایط پارك جونگ سو معلوم بشه.

افسر این رو گفت و به سربازی كه یه گوشه ایستاده بود اشاره كرد تا بیاد و آران رو با خودش به بازداشتگاه ببره و هیونگ جون رو هم آزاد كنه.

اران به همراه سرباز به سمت بازداشتگاه رفت كه توی راه رو با قیافه ی نگران لئا و آنا و بوگی رو به رو شد یه طرف دیگه هم اعضای دابل اس ناراحت و نگران وایساده بودن كه همشون به محض دیدن آران  اومدن جلو.

لئا- آران حالت خوبه؟این چه كاری بود آخه؟

- من خوبم خواهری.من همه چیز رو به افسر گفتم.

هیون- منظورت چیه؟یعنی گفتی هیونگ جون بیگناهه؟

- آره گفتم.

جونگ مین- پس...پس حالا چه اتفاقی براش میوفته؟

- افسر پرونده گفت كه آزادش میكنن.لئا؟

لئا- بله؟

-لیتوك؟...لیتوك حالش چه طوره؟

لئا- شرایطش تغییری نكرده ولی از اون بدتر طرفدارای سوجو و دابل اسن هر دو گروه خیلی عصبانین.البته اعضای سوجو هم حال درستی ندارن الان همشون تو بیمارستانن.

هیون- در مورد طرفدارای ما من تمام سعیم رو میكنم تا آرومشون كنم.

بوگی- آران ما همه پشتتیم نگران نباش.

لئا- حق با بوگیه من همه ی تلاشم رو میكنم كه زیاد اینجا نمونی و البته امیدوارم لیتوك هم حالش خوب بشه.به هر حال خواهر وكیل داشتن این خوبیا رو هم داره دیگه.

تو همین لحظه سرباز به آران اشاره ای كردو با خودش به سمت بازداشتگاه بردش.

....................................................

میخواستم جای لیتوك هیونگ رو بكشم ولی نظرمو عوض كردم شما چی فكر میكنین كار خوبی كردم یا اگه هیونگ رو نفله میكردم بهتر بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




طبقه بندی: Magic Love،

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

mouse code

كد ماوس