تبلیغات
korean-love - With you....ep13
تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 08:26 ب.ظ | نویسنده : Sani Kyu

 

 

سلااااااااااااام

هیچی نمیگم!!!بفرماییییییییییییییییییییییین ادامه

"روبرو شدن من و ری ووک با هیونگ و نایونگ...این واقعا اتفاق افتاد...من و هیونگ دستپاچه

شده بودیم...اما به هرحال یه جوری وانمود کردیم که با هم دوستیم  یه جوری که هیچکودوم شک

نکنن...امروز قراره همگی با فرد جدیدی آشنا بشیم..دانشجوی جدیده و خیلی کنجکاوم ببینم اون

کیه که رومئوی دانشگاه دوستش داره..."

ری ووک:هارایااا...بالی...همه جمعن

همه تو کافی شاپ پاتوق همیشگیشون جمعن....هارا هم بهشون اضافه میشه..بعد چند دقیقه

کیو و سانی میان...همه خودشونو معرفی میکنن و آبمیوه سفارش میدن...

لئا:سانی شی..دانشگاهمون چطوره؟

سانی:ما هم سنیم...بیا رسمی حرف نزنیم...آره خیلی خوبه

یوری:خیلی خوبه اومدی اینجا کیو..

کیو سرفه میکنه

وویونگ در گوش یوری:قرار نیست خرابکاری کنیااا

سانی:کیو کن چانا؟

کیو:او آره...من که کاری نکردم یوریا

سانی:آنیو..کیو خیلی کمکم کرده... به استادش معرفیم کرد و

نظرشو جلب کرد

-:تو بااستعداد خودت موفق شدی...کارت عالیه

سانی:اوه پارک جونگ مین...کوماوو

هارا:شما همدیگرو میشناسین؟

جونگ مین:من ازش تست گرفتم

هارا با سر تایید میکنه و خیلی سرد با جونگ مین رفتار میکنه...

سانی با کیو میره سر کلاس و با همکلاسی هاش آشنا میشه...بعدش

باهم میرن سالن تمرین رقص

سانی:اون کیه داره می رقصه؟

کیو:سلطان رقص دانشگاه...یکی از دوستای نزدیکمه...

سانی:موسیقی میخونه؟

کیو:آره همکلاسیمونه...جائه بومااا...بیا اینجا

جائه بوم میره سمت کیو وسانی رو میبینه صورتشو نزدیک سانی

میکنه و هردو با هم جیغ میزنن...

کیو:یا قضیه چیه؟

جائه بوم:سانیاااا...اینجا چیکار میکنی؟؟با سونگ یون اومدی؟

سانی:من دانشجوی موسیقیم...آره...

جائه بوم:سونگ یون رو تو تیم اف سی سئول دیدم...امانمیتونستم باهاش

تماس برقرار کنم..چقدر بزرگ شدی

سانی:توام خیلی خوش تیپ شدی جی بی اوپا

کیو:قضیه چیه بابا؟

سانی:جی بی اوپا با ما تو نیویورک همسایه بود و با سونگ یون و من خیلی صمیمی

بود

 

چند ماه میگذره و با پایان امتحانات میان ترم...دانشگاه تصمیم به اعزام گروهی از دانشجوها

به یه منطقه ی تاریخی میگیره واسه تحقیقات درسی دررابطه ی رشته شون و تاریخ...

بودن تو این گروه یه امتیاز دانشگاهی محسوب میشه و یه آزمون داره...

کیو جونگ:سانی بیا این کتابا رو بخون..واسه آزمونت خوبه

سانی:هنوزمطمئن نیستم بخوام شرکت کنم

کیو:سانیااااا...شرکت کن ..امتیازش خیلی بالاس تازه یه مدت از محیط دانشگاه

دور میشی و روحیه ات عوض میشه

سانی:باشه...من باید برم پیش دامپزشک؟

کیو:تو؟

سانی:یااااا...معلومه که نه!مین جی رو باید ببرم...پاپی کوچولوم..ببینش چه غمگینه؟

سانی مین جی رو میده دست کیو و کیو چشماشو میبنده!!

سانی:چرا چشماتو میبندی؟

مین جی دستای کیو رو لیس میزنه...

سانی:هه هه مین جی ازت خوشش اومده که اینکارو میکنه!

سانی:مین جیااا...اوپا خوش تیپه نه؟دوسش داری؟هان؟میخوای باهاش قرار بزاری

کیو:آآآآآآآیش...من باید برم...آنیو

سانی:این چرا قاطی کرد؟؟

 

روز امتحان

یوری:وویونگ تونستی بهم برسون خب؟

وویونگ:منم مثه تو!فکر میکنی چیزی خوندم؟

ته یون:تمام وقتی که واسه امتحان داده بودنو سر قرار بودین؟

یوری:آره خب..

وویونگ:من نکات مهمی که کیو درآورده بود رو خوندم اگه ازاونا باشه حله

یوری:به منم برسون خب؟؟یا لئا...اونجا رو؟

لئا:یعنی کیم هیچول و دوستاشم میخوان شرکت کنن؟

اکیپ کیم هیچول شامل هیونگ جون..هیون جونگ...نایونگ...کیم نانا وارد میشن و

سرجاشون میشینن ...امتحان برگزار میشه و نتایج قراره بعد از دوساعت اعلام بشه




طبقه بندی: With you،

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

mouse code

كد ماوس