تبلیغات
korean-love - with you ep14
تاریخ : پنجشنبه 30 شهریور 1391 | 09:29 ب.ظ | نویسنده : Sani Kyu

 

سلام سلام

آجی بهار!دیدی زود گذاشتم؟؟؟؟؟؟؟؟

آجی تینا...نمیشه تجدید نظر کنی؟

یااااااا کیمیاااا...دو چینجا چوگوسوووووو!!برگرد دیگه!دختر بد مامانتو تنها گذاشتی؟

طناز جان...منتظر تجدید نظرتم

برید ادامه مطمئنم خوشتون میاااااااد

و شخصیت جدید:

استاد با سو بین

همه ی کسانی که پذیرفته شده بودن جلوی دانشگاه منتظر بودنو کم کم به تعدادشون افزوده میشد

چون هی مشغول حرف زدن با وویونگ بود که لئا و ته یون و یوری هم اومدن

یوری:یااااااااا چون هیااا چی داشتی به دوست پسرم میگفتی؟

چون هی:لازم نیست هی بگی دوست پسرم همه ی ما میدونیم وویونگ دوست پسرته!

وویونگ:یوریاااا...میخوای تا همه جمع شن بریم یه چیزی بخوریم؟

یوری با سرتایید کرد و دوتایی رفتن ...جائه بوم(جی بی)اومدو کنار چون هی وایستاد

چون هی:آنیو...دنبال کسی میگردین؟

جی بی:اوهوم...سانی هنوزنیومده؟

چون هی:سانی؟تو راهه داره با کیو جونگ میآد..

وقتی همه اومدن سوار اتوبوس شدن و رفتن فرودگاه..بعد 2 ساعت رسیدن منطقه ی تاریخی

مورد نظر...واسه دخترا یه سوئیت مشترک و واسه پسرا یه سوئیت درنظر گرفته شده بود

سوئیت پسرا:

هیونگ و هیچول و هیون رو سه تا تختی که تو طبقه ی پایین هست نشستن و در

 حال جابه جایی وسایلاشونن

وویونگ:وسایلاتونو بردآرین اینجا جای من و کیو جونگ و جونگ مینه

هیون:کی همچین حرف مزخرفی زده؟

وویونگ:تو اینجا رو با خونه ی خودت اشتباه گرفتی؟متاسفانه اینجا ملک شخصی

نیست...

هیونگ:ببین بچه...با ما در نیفت که برات خوب نیست

جونگ مین:آقای بازیگر لطفا دوستات رو بردار و برو طبقه ی بالا

هیونگ:هه!ماها بریم بالا و اونوقت شما رو این تختای درجه یک بخوابید؟

هیونگ و جونگ مین دست به یقه شدن که جی بی اومد تا جداشون کنه...اما

نتونست...استاد با سو بین وارد شد و با صدای بلند گفت:"کمانه"(بسه)

با سو بین:همگی جمع بشین..یه چیزایی باید روشن بشه...اینجا یه جمع دانشجوییه

و بازیگر معروف و رومئوی دانشگاه  و نابغه ی موسیقی و خدای رقص نمیشناسه

اینجا همگی دانشجوهایی هستین که واسه پژوهش اومدین..بعدشم اینجا قوانین خاص

خودش رو داره...همه یه ساعت از خواب بیدار میشن و یه ساعت خاموشی زده میشه

همه ی کاراتون رو برنامه و باهمه..درضمن طبقه ی بالا به تعداد همه تخت دوطبقه هست

این پایین هم من میخوابم و دو نماینده ای که انتخاب شدن..

نماینده ی پسرا...این دونفرن که اسمشونو میخونم:کیم هیچول و پارک جونگ مین

 

سوئیت دخترا:

ته یون:یاااااااا....بلند میشی از رو تخت یا بلندت کنم؟؟؟؟

نایونگ:هیچ کاری نمیتونی بکنی....میدونی من کیم؟

لئا:مهم نیست تو کی هستی!سریع بلند شو برو بالا کیم نانا توام همینطور

نانا:واسه چی ماباید بریم؟خودتون برید بالا

چون هی:یااااااا کیم نانا به حرف بزرگترات گوش کن

با سوبین:کمانهههههههه دخترا

همه با هم:کوسونیم(استاد)

با سو بین:اینایی که میگم میمونن پایین و بقیه میرن بالا

لی لئا...پارک هارا..کیم نانا

لئا:یعنی فقط ما این پایین میخوابیم؟چرا؟

باسوبین:شماها نماینده ی دخترایین ...باید حواستون به همه چی باشه...

من برنامه ها رو به شما میدم و شمام اجراش میکنین و همینطور با نماینده های

پسرا همکاری میکنین...فعلا استراحت کنین...شب همگی بیاین سلف سرویس

 

نایونگ رفت بالا...همه ی تختا گرفته شده بود و فقط یکی مونده بود ناچار شد و رفت

همونجا...دختری که تختش کنارش بود رو نمیشناخت...

-:شما کیم نایونگی؟

-:منو میشناسی؟اسم شما؟

-:بله ..شنیدم جدیدا برای یه برند فرانسوی مدل شدین...اگه مغرور نشین کارتون

عالیه...من سانی ام...کانگ سانی

چون هی که تختش اونوره سانی بود اومد کنار سانی نشست....

چون هی:سانیااا...تو جائه بومو میشناسی؟با هم صمیمین؟؟

سانی:هوم؟آره...خیلی با هم صمیمی هستیم

چون هی:خیلی خوش تیپه

سانی:دوسش داری؟

چون هی:هان؟من؟نه بابا(پس چرا انقدر هول کردی؟)

لئا:دخترا...همگی گوش کنین...تا نیم ساعت دیگه همه تون سلف باشین

سانی:لئا؟نماینده شدی؟

لئا:آره...ته یون کجاس؟

چون هی:اوناهاش...تختش کناره یوریه

 

بعد نیم ساعت همه میرن و شام میخورن...بعدش نماینده ها با کوسونیم میرنه

و بقیه هم تو محوطه میگردن

یوری:وویونگ کجا رفت؟چرا نمیبینمش؟

چون هی:تو بدون وویونگ نمیتونی بمونی؟حتی وقتی پیش دوستاتی حرف اونو

میزنی

سانی:خب دوستش داره دیگه...چون هیا حسودیت میشه؟

چون هی:آنیوووو...فقط حس نمیکنین یکم شورشو درآورده؟

ته یون:یکم...

یوری:یااااااااااا

سانی:آره یوری...یکم...

یوری:آیییییییییییش اصلا من میرم بخوابم

سانی:یااااا کجا میری؟وایستا

ته یون:بیخیال..تنها باشه آروم میشه

 




طبقه بندی: With you،

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت

mouse code

كد ماوس